برچسب:
نویسنده: هستی سامانی
خونه مادربزرگ گرم تر و صمیمی تر شده
اینجا همه چی خوبه .
منم خوبم .
یه کم صورتم چاق تر شده
صبح رفتم برای خودم خرید .
رنگ مورد علاقم شال گرفتم .
و تو . چی بهت بگم شوهر سابق ! عشق قدیمی !
عشق نبود . کلمه عشق گند نزنیم
یه حس مزخرف بود که باید تحمل میکردم
بی نهایت اصرار دارن حداقل این گوشی بگیرم و حرف بزنم
اما متاسفم پدر شوهر سابق . مادر شوهر سابق و از همه مهم تر برادر شوهر سابق . من با شما کلمه ای حرف نخواهم زد
برچسب:
نویسنده: هستی سامانی